جستجو در سایت:
  
                              جستجوی پیشرفته
             پژوهشی پیرامون مسیحیت
مسیح
             قاصدک پدر مهربان
             روزنه

خوشا بحال کسی که او را دیدار کند، خوشا بسعادت کسی که او را دوست بدارد و خوشا بحال آنکه به او معتقد باشد.خداوند آنها را از هلاکت نجات می بخشد و به سبب اقرار به خدا و پیامبر خدا(ص) و امامان معصوم (ع)، خداوند درهای بهشت را به روی آنها باز می کنند.
مثل آنها در روی زمین مانند مشک است که فضا را خوشبو می سازد و خود هرگز تغییر نمی یابد و مثل آنها در آسمانها مثل ماه تابان است که تابش و درخشش آن هرگز به تاریکی نمی گراید.

-- پیامبر اکرم(ص)
             مصاحبه
· گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری آینده روشن
             جدیدترین جمعه نامه ها
رمه

یاری مهدی(عج) یاری حسین(ع)

عشق مجسم شده

شعب ابی طالب

گنج عیسی!
             جمعه نامه
ایمیل خود را وارد نمایید:
. لغو عضویت
. آرشیو جمعه نامه
             امکانات
· مقالات
· دریافت فایل
· آمار مشاهدات
· معرفی پدر مهربان
· درباره پدر مهربان
· تماس با ما
             یک وب سایت
http://www.rajeem.ir
             
             «دادخواست به مصلح حقیقی»

             ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
             عضویت در سایت
جهت عضویت اینجا کلیک کنید
کلمه عبور فراموش شده
             منوی اصلی
· خانه
· جستجو در سایت
             RSS/XML

اخبار و مطالب سایت پدر مهربان را در سایت خود نمابش دهید!

RSS/XML

             وضعیت کاربران
مدیر
هیچیک از مدیران حاضر نیست
اعضا:
جدیدترین:جدید امروز:2
جدیدترین:جدید دیروز:1
جدیدترین:مجموع:1103
جدیدترین:جدیدترین:
bestlepa
اعضا:حاضر
اعضا:اعضا:0
مهمان‌ها:مهمان‌ها:8
مجموع:مجموع:8
کاربران حاضر
هیچ کاربر حاضری وجود ندارد

داستان کوتاه: خانه ای در بهشت
در تاریخ شنبه، ۰۹ شهریور ۱۳۸۷ - ۱۸:۳۴:۳۹ توسط

امام زمان(عج)

گورستان در سکوت فرو رفته بود. جز چند نفر که در گوشه و کنار بر سر قبر بستگان خود نشسته بودند کسی دیده نمی شد. چند زن و مرد سیاه پوش با چهره ای گرفته و غمگین تازه از راه رسیده اند. تلّ بلند خاک نشان می دهد که صاحب قبر تازه درگذشته است.

زن جوان کوزه به دست خم می شود تا کمی آب بر آن بریزد، ناگاه می گوید: این نوشته دیگر چیست؟!



سپس دست برده تکه کاغذی را برداشته و شروع به خواندن می کند. بقیه ی افراد خانواده نیز یکی پس از دیگری از راه رسیده و با حیرت به او و کاغذی که در دست دارد می نگرند. هق هق گریه ی زن جوان سکوت قبرستان را شکسته و کاغذ دست به دست می گردد.

سوال های پی در پی خویشان ادامه دارد:

  • این دیگر از کجا آمده؟! قضیه ی این خانه چیست؟

  • این که خط خود پدره!! اما تاریخ امضاء اون که بعد از مرگشته!!

مادر با گوشه ی چادر اشک های خود را پاک کرد و گفت: من الان خودم برایتان تعریف می کنم...

کاروان حج تازه از راه رسیده بود. حاجیان هریک در جایی سکنی می گزیدند. مرد جبلی با همسفران خود وداع گفت و راه مدینه را پیش گرفت تا قبل از انجام حج با مولایش امام جعفر صادق علیه السلام دیدار نماید.

قلب در سینه ی مرد می تپید و آتش اشتیاق در درونش زبانه می کشید و به شتاب مسیر را طی می کرد. ساعتی بعد او در محضر آقایش نشسته و سرگرم گفت و گو بود:

مولای من شما خود آگاهید که من هرسال پیش از حج به دیدار شما می آیم و شوق دیدنتان موجب می گردد که روزهای بسیاری در منزلتان اقامت نمایم و معارف دینم را از شما بیاموزم. بی شک اقامت طولانی من موجب زحمت اهل منزل می گردد. امسال به فکرم رسید که خانه ای از خودم در مدینه داشته باشم تا هم مزاحم بستگان شما نگردم و هم کمی بیشتر در مدینه مانده و از محضرتان بهره گیرم لذا پولی پس انداز کرده و خدمت شما آورده ام.

سپس دست به شال کمر خود برده و کیسه ای بیرون آورد و مقابل امام گذاشت و ادامه داد:

اکنون خواهشم این است که این پول ها را گرفته و هر خانه ای که صلاح می دانید برای من بخرید... .

روزها گذشت و مرد جبلی اعمال حج را به پایان رسانید. حالا یک بار دیگر خرسند و شادمان راهی مدینه شده بود تا این بار در منزلی که مولایش امام صادق علیه السلام برایش تهیه فرموده بود ساکن شود. در راه با خود می اندیشید که اکنون می تواند بی آن که نگران ایجاد مزاحمتی برای کسی باشد مدت زیادی در مدینه بماند.

سرانجام به منزل امام رسید و در خدمتش نشست و در همان حال که شرح سفر خود را باز می گفت انتظار می کشید تا امام قباله ی منزلش را به او بدهد.

سرانجام امام خدمتکار را صدا زده و فرمان داد تا چیزی را بیاورد. او رفت و با کاغذی باز گشت. امام آن را مقابل مرد گذاشت فرمود: این است سند منزل تو.

مرد آن را گرفت و بی صبرانه شروع به خواندن کرد:

«بسم الله الرحمن الرحیم

این قباله ی خانه ای است که جعفر بن محمد آن را از برای فلان بن فلان در بهشت خریده. آن خانه در فردوس برین و محدود به چهار حد می باشد. حد اول آن منزل رسول خدا صلی الله علیه و آله، حد دوم منزل امیرالمومنین علی علیه السلام، حد سوم حسن بن علی علیه السلام و حد چهارم حسین بن علی علیه السلام است

مرد قباله را بوسید و با شادمانی گفت: من از این معامله راضی می باشم.

سال ها گذشت و دفتر عمر مرد به پایان آمد. در واپسین لحظات به اطرافیان خود وصیت نمود: هنگام دفن، این سند را نیز در قبرم بگذارید.

...اکنون دوباره گورستان بود و سکوت و خانواده ای که گرد قبر تازه ای نشسته و به آرامی نامه را می خواندند.

بر آن نامه نوشته شده بود که:

«سوگند به خداوند مولایم جعفر بن محمد علیه السلام به وعده ی خود وفا نمود و من به خانه ی بهشتی خود وارد شدم

***

دنیا مزرعه ی آخرت است و آنانی که امروز این کشت گاه را سر سبز و آباد نگاه داشته اند، در جهان ابدی از ثمرات بی شمار آن بهره ها می برند.

رفاه و آسایش و نعمات و برکات بهشتی از آن کسانی است که از همین حالا به فکر مسکن و مأوا و همسایه و مرکب و ...آن بوده اند.

زندگی کوتاه و چند روزه ی این دنیا را شاید بتوان قدری سخت تر یا آسان تر با کم و زیادش گذراند، اما در مورد حیات همیشگی و زندگی جاودانی که در پیش رو داریم نمی توانیم چنین ساده اندیشانه برخورد کنیم به ویژه آن که دیگر فرصت تجدید نظری نبوده و هر آن چه از قبل تحصیل نکرده باشیم هرگز به دست نخواهیم آورد.

بی تردید آنان که انس و هم دلی امام زمانشان را برگزیده و در هر کاری او را مقدم می دارند هیچ گاه ضرر نمی کنند.

سودبرندگان حقیقی آنانند که دریافته اند مزرعه ی دنیا جز به ملازمت و فرمان برداری از خلیفه ی زمان آباد نمی شود و این کشت گاه را بی خشنودی و رضایت او بار و ثمری نیست.

تاجری که خود می توانست شخصا به دنبال تهیه مسکن برود لکن امام زمانش را متولی امر خود قرار داده و تصمیم و اختیار وی را بر تصمیم و اختیار خویش پسندید، پس امام نیز نهایت خیرخواهی را بر وی روا داشته و به جای خانه ای زمینی و موقت در این دنیا، مسکنی درخور یک سعادت همیشگی برای او تهیه نمود تا به محض ورود به فردوس برین در آن جای گرفته و به آسودگی مأوی گزیند: یک خانه ی بهشتی!



این سایت به هیچ گروه، سازمان، نهاد دولتی یا خصوصی وابسته نیست و کاملا شخصی است.
استفاده از محتویات این سایت، در موارد مورد رضای اهل بیت(ع)، با ذکر نام سایت، مجاز و توصیه می شود
Copyright © 2003 Kindfather.ir All Rights Reserved .
kindfather AT gmail DOT com