روزى
سفیان ثورى بر امام صادق علیه السلام وارد شد، امام به او
فرمود:
«من
نمىخواهم شما را بیرون کنم ولى بهتر است شما از اینجا
بیرون روى، زیرا مأموران دولت بدنبال شما هستند و آنان
جاسوسانى نیز بر ما دارند»
سفیان
عرض کرد:
قربان
شما شوم اکنون که این جا آمدهام حدیثى براى من بیان
کنید تا دست خالى نروم.
امام
علیه السلام فرمود:
«اى
سفیان!
تو
احادیث فراوانى را مىدانى و ارزش به بیشتر یادگرفتن
نیست ولى من چیزهایى را بر تو مىگویم که
اگر به آن ها عمل کنى تو را سود دهند:
اى
سفیان!
هر
گاه خداوند نعمتى را به تو داد و خواستى آن نعمت بیشتر شده و
دائما باقى بماند، پس خداوند را بر آن نعمت، فراوان شکر و سپاس بگزار،
چون خداوند مىفرماید:
''اگر
شکر گزارید حتما بر شما بیشتر مىکنم''.
اى
سفیان!
هر
گاه روزى تو کم گردید زیاد استغفار نما، چون خداوند متعال
مىفرماید:
'''از
پروردگارتان طلب مغفرت کنید که او بخشنده است، ابر بارنده را بر
شما مىفرستد و شما را در دنیا به مال ها و فرزندان یارى
کند، و برای شما باغ ها و
نهرهایی قرار مىدهد''.
اى
سفیان!
هر
گاه رویدادى ناگوار یا سختى از سختىهاى دنیا از
طرف پادشاه یا دیگرى بر تو وارد شده و خواستى خداوند آن را
برطرف کند بگو:
''لا
حول و لا قوّة إلّا باللَّه''
یعنى
هیچ تغییر حالت و قدرتى جز از ناحیه خداوند
نیست، زیرا این ذکر کلید گشایش و گنجى از
گنج هاى بهشت است.»
سفیان
ثورى پس از شنیدن این حدیث از منزل امام بیرون
آمد در حالى که می گفت:
سه
جمله بود اما چه جملاتى!!!
و
حضرت امام صادق علیه السلام فرمود:
«آن
ها را حفظ نما».
(الآداب
الدینیة للخزانة المعینیة با ترجمه عابدى، ص:
361)
****
آری
سفیان ثوری درست می گفت، در این
سه جمله ی امام دریایی از حقایق غوطه ور
است.
آن
بزرگوار ابتدا تأکید فرمودند که انباشتن احادیث و مطالب
بسیار در ذهن و حافظه گرهی از کار انسان نمی گشاید
بلکه چند جمله ای که بدان عمل شود سودمندتر بوده و برایش
کفایت می کند.
آن
گاه به نعمت پروردگار و وظیفه ی شکر گزاری بنده در
قبال آن اشاره کرده و تذکر می دهند که شکر نعمت، نتیجه ی
استمرار و افزایش نعمت را به دنبال دارد.
اما
به راستی کدامین نعمت می تواند از خود امام ارزشمندتر
و چشم گیر تر باشد؟!
وجود
امام در هستی، منشأ خیرات ناشمردنی و تمسک و رجوع و
پیروی از او دربردارنده ی ثمراتی بسیار
است.
مگر
نه آن که در سوره ی تکاثر آن جا که می فرماید:
«ثم
لتسئلن یومئذ عن النعیم»
(پس
در آن روز از شما درباره ی نعمت ها سوال می کنند)
از
امام صادق علیه السلام نقل شده که فرمودند:
«نعیم
در این آیه ولایت و دوستی ما اهل بیت
است، خداوند از آن سوال می کند پس از آن که از توحید و نبوت
پرسید و هر بنده ای که به موالات و دوستی ما آل محمد
صل الله علیه و آله و سلم وفا کرد و آن را پاس داشت، این
ولایت و دوستی او را به سوی نعمت های بهشتی
می کشاند.»
(تفسیر
جامع/ج7/ص552)
و
از این دست روایات بسیار نقل گردیده است.
این
نعمت امام است که با شکر و قدردانی شکوفا گردیده و بار و
ثمر داده و ما را به بهشت و سعادت ابدی رهنمون می سازد.
و
اما شکر و سپاس چیست جز متذکر و متوجه وجود نعمت گشتن و قدردان آن
بودن، همانا رجوع به امام و ملازمت و دست حاجت بردن به درگاهش، حقیقت
این شکرگزاری است و حق او را پاس داشتن، نهایت حق
سپاسی.
و
خداوند وعده فرموده که این حق سپاسی را نادیده نگرفته
و در قبال آن برکات و نعمات بیشمار مادی و معنوی خویش
را در دنیا و آخرت نثار شاکران و قدردانان نعمت امام نموده و با
هر مرتبه ای از قدردانی بر این جایزه افزوده و
نعمت خویش را فزونی بخشد.
پس
عجیب نیست که تمسک و پیوند با امام -این
«سحاب
ماطر»
و
ابر باران زا-
ربزش
باران ظاهری و سرسبزی و خرمی کشتزارها را نیز
به دنبال داشته باشد و اطاعت از امام -این
روضه و گلستان-
پرثمر
شدن درختان و وفور میوه ها و خوردنی ها را از پی آورد
و اطاعت از آن «دالّ
علی الهدی و پیشوای هدایت»
صلاح
و رستگاری را به آحاد جامعه هدیه نماید.
اما
افسوس که بشر همیشه در مسیر خیر و مصلحت خویش
قدم بر نمی دارد بلکه به عکس، کفران نعمت و ناسپاسی وی
بیشتر از خیرخواهیش بوده و دم به دم از سایه ی
لطف و فضل امام می گریزد و نه فقط به سعادت اخروی که
به آسایش دنیوی خویش نیز پشت پا می
زند.
امام
زین العابدین علیه السلام ضمن روایتی به
این نکته اشاره و می فرمایند:
«گناهانی
که تغییر در نعمت می دهد ظلم به مردم و ترک عادت در
خیرات و کفران نعمت و ترک شکر است.»
(تفسیر
جامع/ج5/ص354)
به
علاوه با دور شدن از حرم امن امام، میل کردن به تعلقات و لذات پوچ
دنیوی سرعت گرفته و دست آلودن به گناهان آسان می گردد
و این آغاز انحطاط بوده و تا آن جا پیش می رود که به
سبب گناهان رنگ به رنگ فرزندان آدم، فساد و تباهی زمین را
فرا گرفته و عوارض و عواقب شوم آن یک به یک ظهور و بروز می
نماید و با هر معصیت، محرومیتی و با هر گناه،
رنج و مشقتی دامن گیرش می شود.
وقتی
مردمی دست از تمسک برداشته و امام خویش را فراموش می
کنند به آسانی به معاصی روی آورده و با چتر گناه مانع
از ریزش قطرات باران رحمت بر وجود خود شده و قحطی و خشکسالی
معنوی و مادی را به دست خود فراهم می کنند و این
گونه با هر معصیتی، نکبت و محرومیتی را رغم می
زنند.
از
امیرالمومنین علیه السلام در این زمینه
چنین وارد گردیده:
«خدای
متعال هنگامی که بندگانش گناه را ادامه می دهند آن ها را
مبتلا می فرماید به کمی میوه هایشان و
برکات را از آن ها باز می دارد و معادن خیر را از آن ها منع
می کند برای این که توبه کنندگان توبه کنند و گناه
کاران از گناه باز ایستند و آن ها که خدا را از یاد برده
اند متذکر گردند و اهل هوی و هوس خود را منع کنند و باز ایستند
و به تحقیق خدای متعال استغفار را سبب رزق و موجب رحمت خلق
قرار داده، پس خدای سبحان می فرماید:
پس
گفتم از خدای خود طلب آمرزش و مغفرت کنید به درستی که
او آمرزنده است و استغفار سبب می شود که خدای تعالی
از آسمان برای شما باران می بارد و مال و فرزندان شما را
زیاد می کند و برای شما باغستان ها و نهرهای
جاری قرار می دهد...
.»
(ارشادالقلوب/ترجمه
ی طباطبایی/ص128)
بدیهی
است که چاره و راه نجاتی برای رها شدن از این خسران و
محرومیت های متعدد نمی توان سراغ داد جز استغفار و
بازگشت به دامان امام معصوم و جبران قصور ها و تقصیرها.
امام
علیه السلام در دومین جمله از کلام تابناک خویش به
استغفار توجه داده و به توبه و بازگشت به درگاه پروردگار فرمان می
دهند تا درهای بسته ی رحمت، از نو گشوده و برکات الهی
نازل گردند.
از
مجمع البیان طبرسى از ربیع بن صبیح روایت شده
که مردى خدمت حضرت حسن مجتبى علیه السلام آمد و از قحطى و گرانى
به آن حضرت شکایت نمود، پس حضرت باو فرمود:
«از
خدا طلب آمرزش کن!»
مرد
دیگرى آمد و به آن حضرت از فقر و تهى دستى شکایت کرد، پس
حضرت باو هم فرمود:
«از
خداوند (جهت
گناهان خود)
استغفار
و طلب آمرزش نما!»
مرد
دیگرى آمد و به آن حضرت عرض کرد از خدا بخواه و دعا کن که خداوند
پسرى بمن لطف فرماید، پس باو هم فرمود:
«از
خدا طلب آمرزش نما!»
پس
ما به آن حضرت عرض کردیم مردانى چند خدمت شما آمدند و از چیزها
و گرفتاری هاى گوناگون شکایت داشتند و تقاضاى مختلفى نمودند
ولی شما همه آن ها را به استغفار و طلب آمرزش امر فرمودى!!!
پس
حضرت فرمود:
«من
این را از پیش خود نگفتم و همانا در این باره از
فرموده خداوند (در
قرآن)
پند
گرفتم و استفاده نمودم:
اسْتَغْفِرُوا
رَبَّکُمْ إِنَّهُ کانَ غَفَّاراً، یُرْسِلِ السَّماءَ عَلَیْکُمْ
مِدْراراً، وَ یُمْدِدْکُمْ بِأَمْوالٍ وَ بَنِینَ وَ
یَجْعَلْ لَکُمْ جَنَّاتٍ وَ یَجْعَلْ لَکُمْ أَنْهاراً از
پروردگار خود طلب آمرزش نمائید همانا او بسیار آمرزنده است
تا آنکه از آسمان بر شما باران پشت سر هم بفرستد و شما را بمال و ثروتها
و پسرها کمک و مدد فرماید، و براى شما باغها و نهرها قرار دهد.
(نوح/10-12)»
زبان
حال این حدیث جواهر نشان امام صادق علیه السلام که در
مطلع بحث عنوان شد، اجتماع امروز ماست.
همان
گونه که مشاهده می کنیم مشکلات و گرفتاری های
گوناگون از هرسو دامنگیر فرد و جامعه گشته، هر کس از دردی
نالان و از پیشامد و رنجی فریادش به آسمان است، هردم
به سویی شتافته و دست به دامن کسی شده و به هر
دستاویز و وسیله ای دست می یازد تا گره
از معضل خود گشوده و از مخمصه ای که بدان افتاده رهایی
یابد.
اما
در این میان کیست که از خود بپرسد آب از کجا گل آلود
گشته و ریشه ی این درد مهلک از کجاست و چاره ی
کار چیست و از چه کسی باید آن را خواست؟!
به
در کدام خانه باید رجوع کرد و مرهم زخم را از کجا باید
گرفت؟!
آری
خلاصه ی همه ی مصائب اجتماع امروز غفلت از این نکته
است.
پس
بیاییم نخست او را از ریشه ی دردش آگاه
ساخته سپس به سوی طبیبش امام عصر عج الله تعالی فرجه
الشریف دلالتش نماییم.
|