جستجو در سایت:
  
                              جستجوی پیشرفته
             پژوهشی پیرامون مسیحیت
مسیح
             قاصدک پدر مهربان
             روزنه

هر کس از ما به تو خبر دهد که ما وقتی برای ظهور او تعیین کرده ایم ، در تکذیب او تردید نکن ، که ما هرگز وقتی را تعیین نمی کنیم.

-- امام صادق(ع)
             مصاحبه
· گفتگوی اختصاصی با خبرگزاری آینده روشن
             جدیدترین جمعه نامه ها
این آب مسموم است

لحظه ی اتفاق

اندرزگوی دوره گرد!

رمه

یاری مهدی(عج) یاری حسین(ع)
             جمعه نامه
ایمیل خود را وارد نمایید:
. لغو عضویت
. آرشیو جمعه نامه
             امکانات
· مقالات
· دریافت فایل
· آمار مشاهدات
· معرفی پدر مهربان
· درباره پدر مهربان
· تماس با ما
             یک وب سایت
http://berkeh.ir
             
             «دادخواست به مصلح حقیقی»

             ورود




 


 برای ورود مشکل دارید؟
 ثبت نام کاربران جدید
             عضویت در سایت
جهت عضویت اینجا کلیک کنید
کلمه عبور فراموش شده
             منوی اصلی
· خانه
· جستجو در سایت
             RSS/XML

اخبار و مطالب سایت پدر مهربان را در سایت خود نمابش دهید!

RSS/XML

             وضعیت کاربران
مدیر
هیچیک از مدیران حاضر نیست
اعضا:
جدیدترین:جدید امروز:0
جدیدترین:جدید دیروز:2
جدیدترین:مجموع:1165
جدیدترین:جدیدترین:
cruireepherge
اعضا:حاضر
اعضا:اعضا:0
مهمان‌ها:مهمان‌ها:8
مجموع:مجموع:8
کاربران حاضر
هیچ کاربر حاضری وجود ندارد

 فقیه بنی اسرائیل و راهکار فرج...
 بیکران مهر...
 دی وی دی پلیر...
 سرطان، بامداد و آن مرد مهربان...
 مبعث آغاز حیات طیبه...
 رسالت هنرمند...
 میثاق ولایت...
 مرزهای باریک تر از مو...
 عداس...
 یک گنج و پنج نشانه...
 منشور انتظار (۱۴)...
 گذرگاه مخوف(12)...
 گذرگاه مخوف...
 غدیراز ملکوت تا جحفه، از جحفه تا ابدیت...
 فراخوان...
 آواز گنجشک ها...
 تبلیغ ۲...
 زعفران...
 تبلیغ...
 دزد زده!...
 جومونگ... و ثروت بر باد رفته...
 منشور انتظار(13)...
 همیاری...
 روح هستی...
 دامن دامن جواهر(۲)...
 دامن دامن جواهر(۱)...
 چه کسی به تو رای خواهد داد؟...
 سال اصلاح الگوی مصرف...
 فصل های سرگردان...
 تو سفر نکرده ای!...

فقیه بنی اسرائیل و راهکار فرج

بسم الله الرحمن الرحیم


فقیه بنی اسرائیل و راهکار فرج



پیرمرد فرتوت گوشه ای از خانه روستایی سرگرم تعمیر گیوه ایست که صدای در توجهش را به خود جلب می نماید:

- کیستی که چنین بی محابا مشت بر در می کوبی؟

- منم؛ همسایه! در را بگشا پیغامی برایت آورده ام!

- بیا داخل اندکی بیاسای!

- نه قصد مزاحمت ندارم، فقط خواستم خبری را به تو برسانم!

- بیا که من نیز سخت دل تنگم، شاید به دیدنت کمی آرام بگیرم.

پیرمرد ازآستان در کنار می رود و مرد همسایه پای به درون نهاده و در همان حال زمزمه می کند:

- نفرین خداوند بر فرعون و سربازانش که آسایش و راحتی برای کسی باقی نگذاشته اند.

- نفرین بر او باد که از هیچ ظلم و جنایتی در حق بنی اسرائیل کوتاهی نکرده است.

- این چنین است شهر پر از جاسوسان فرعون گشته، روز به روز عرصه بر ما تنگ تر می شود. دیگر حتی با یکدیگر نیز نمی توانیم به آسودگی همکلام گشته و از اوضاع زمانه درد و دل نماییم. چاره ای نیست باید فردا از شهر خارج شویم و در گوشه ای از صحرا به دور از چشم دشمنان، فقیه قوم را ملاقات کنیم و از وی راه و چاره بخواهیم، شاید که با مواعظ و بشارت هایش اندکی تسکین یابیم. تو نیز حتما بیا؛ مخفیانه و بی اینکه توجه کسی را به خود جلب کنی!

* * *




ادامه متن

بیکران مهر

بسم الله الرحمن الرحیم

بیکران مهر


گفته بودند وقتی جلوه کنی بسیاری را می کشی؛ اما نگفته بودند به شمشیر مهرت!

گفته بودند که مردمان را خیل خیل برخاک فنا می افکنی؛ اما نگفته بودند به خنجر عطوفت و رأفتت !

گفته بودند سینه ها دریده و قلب ها را می شکافی؛ اما نگفته بودند به سرنیزه ی گذشت و بخششت!

گفته بودند ازکشته های تو پشته ها به پا خواهد شد؛ اما نگفته بودند از جان دادگان روی ماهت!

ای بیکران مهر! ای پدرمهربان!




ادامه متن

دی وی دی پلیر

دی وی دی پلیر


فرغون پر از آجر شده بود و عباس باید اون رو به سمت ساختمان می برد اما همونطور که دسته ی فرغون توی دستش بود مقابل کامیون مصالح ایستاده و مات و مبهوت به آهنگی که از دی وی دی پلیر آن پخش می شد گوش داده و همراه اون زمزمه می کرد... .




ادامه متن

سرطان، بامداد و آن مرد مهربان

سرطان، بامداد و آن مرد مهربان


دوستم چند روز پیش بهم ایمیلی فرستاده بود که مقاله ای درباره ی سرطان و شیمی درمانی و این جور چیزا بود.

وقتی خوندمش متوجه شدم که پشت توصیه های پزشکیش یک جور دغدغه و بیم و نگرانی پنهان شده، معلومه هر کی که اون رو نوشته حسابی، سرطان و شیمی درمانی و مرگ ذهنش رو درگیر کرده!


ادامه متن


مبعث آغاز حیات طیبه

عید مبعث، دمیده گشتن روح حیات طیبه به کالبد فسرده بشر و آغاز زندگی حقیقی، بر حق جویان عالم مبارک باد!

بسم الله الرحمن الرحیم

آغاز دعوت علنی رسول خاتم صلی الله علیه واله و شیوه های خاص تبلیغی آن حضرت

به مناسبت عید مبعث سر آغاز حیات حقیقی بشر

آن روز مردمی که در کوچه های مکه به هم می رسیدند به یکدیگر خبر می دادند که او را دیده اند به سوی کوه صفا می شتافته ...

- آیا او را ندیدی که چه شتابان به سمت صفا گام بر می داشت؟!

- آری رفتنش را دیدم لیک نمی دانم از پی چه کاری می شتافته!

- به گمانم اتفاقی افتاده است چرا که مردمان نیز از پی او به همان سمت روانه بوده اند.




ادامه متن

رسالت هنرمند

بسم الله الرحمن الرحیم


چند روز پیش ایمیلی از طرف یکی از دوستانم به دستم رسید وقتی آن را باز کردم با تصویری بسیار زیبا که خود آن را تصویر سازی نموده بود مواجه شدم دوست من زحمت زیادی کشیده و کار جالب و بس پرمحتوایی را در زمینه مهدویت ارائه نموده بود. با این وصف نکاتی در کار این هنرمند به چشم می خورد که ضمن یاد داشتی به وی تذکر دادم و تصور می کنم توجه به این موارد برای هر هنرمندی ضروری باشد:




ادامه متن

میثاق ولایت

عید ولایت و فرصت تجدید میثاق


سپاس خدای را که تلخی و تلخ کامی محرم را و سوز و گداز و اشک و آه صفر را به شادی و سرور ربیع پایان داد و به م‍‍ژده هلاکت دشمنی پلید، اهل بیت مطهر (ع) را دلشاد ساخت و زود باشد که به همین روشنی خزان غم فزا و زمستان یخبندان غیبت را نیز به شادکامی ظهور، سرانجام دهد!




ادامه متن

مرزهای باریک تر از مو


مرزهای باریک تر از مو


مرد، اندوهگین و پریشان احوال در اتاق قدم می زد، آنچه شنیده بود لحظه ای از خاطرش محو نمی شد، مدام جملات آن را در ذهن خود پس و پیش می کرد تا بلکه توجیحی مناسب برایش پیدا نماید: شاید منظورش این بوده؛ یا این که می خواسته چنین بگوید... نه باور نمی کنم درباره من این طور قضاوت کرده باشد … .




ادامه متن

عداس

عداس


باغبان جوان با بیل خس و خاشاک را از میان جوی کنار زده و مسیر آب را باز می کرد که صدای برادر توجه اش را به خود جلب کرد: هی عتبه بیا ببین آنجا چه خبر است گویا کسی را مورد هجوم قرار داده اند، او به از دستشان گریخته به این سو می آید.

غریو و هیاهو کوچه را پر کرده بود جمعیت سنگ به دست همانطور پی در پی سنگ پرت کرده و ناسزا می گفتند و مرد با سیمایی گردآلود و مجروح از آنان دور می گشت، سرانجام از آبادی فاصله گرفت و در کنار پرچین باغ زیر سایه درختی نشست و به دیوار تکیه زد.




ادامه متن

یک گنج و پنج نشانه

یک گنج و پنج نشانه


مولایمان امیرالمؤمنین علی بن ابیطالب علیه السلام ضمن وصیت گران قدر و سفارش مؤکّد خویش خطاب به فرزندان و شیعیان و دیگر تشنگان حقیقت چنین فرموده اند:

فَکَتَبْتُ إِلَیْکَ کِتَابِی هَذَا مُسْتَظْهِراً بِهِ- إِنْ أَنَا بَقِیتُ لَکَ أَوْ فَنِیتُ- فَإِنِّی أُوصِیکَ بِتَقْوَى اللَّهِ أَیْ بُنَیَّ- وَ لُزُومِ أَمْرِهِ وَ عِمَارَةِ قَلْبِکَ بِذِکْرِهِ وَ الِاعْتِصَامِ بِحَبْلِهِ- وَ أَیُّ سَبَبٍ أَوْثَقُ مِنْ سَبَبٍ بَیْنَکَ وَ بَیْنَ اللَّهِ إِنْ أَنْتَ أَخَذْتَ بِهِ- … .

یعنی:

پس این وصیت را نوشتم تا تو را پشتیبانى کند خواه من زنده باشم خواه مرده.

من تو را سفارش می کنم به رعایت «تقوا» ی خدا و این که ملتزم «امر» او باشی و پیوسته قلب خویش را به «ذکر» وی آباد نگاه داری و به «حبل» او اعتصام جویی، پس کدامین وسیله و سَبَبٍ مطمئن تر و مورد وثوق تر از آن «سَبَبی» یست که واسطه بین تو و خداوند بوده تو را به او پیوند می دهد البته اگر آن وسیله را اختیار کرده باشی.




ادامه متن

آرشیو...


این سایت به هیچ گروه، سازمان، نهاد دولتی یا خصوصی وابسته نیست و کاملا شخصی است.
استفاده از محتویات این سایت، در موارد مورد رضای اهل بیت(ع)، با ذکر نام سایت، مجاز و توصیه می شود
Copyright © 2003 Kindfather.ir All Rights Reserved .
kindfather AT gmail DOT com